حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

552

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

كتابچه را كه من در چنين سالى با سختىهائى كه شما مىدانيد 360 خروار علاوه از محل گرفتم - يعنى برات علاوه صادر كردم - ، وزير ماليه مأخوذ كرد . در واقع حقش اين است كه خروارى پنج تومان تسعيرى ديوان را از ما بگيرد و جنس را به خودمان واگذارد . از اين قبيل ، بازهم هست و بهرصورت ، ده هزار تومان بلاشك اجحاف بود و همچه « 25 » هم تصور مىكرد كه من ملتفت نيستم . لابد گفتم مجلسى منعقد شود كه سعيد الدوله و مشير دفتر و جمع ديگرى باشند ، تصديق اين حساب را بكند . بعد ديدم ، اگر چنين مجلسى شد ، كار تصديق ميان من و او به محاكمهء اهل اين ولايت مىكشد ؛ بعلاوه آن‌كه ، ديگر نمىتواند وزارت ماليه را اداره كند ، به شأن و آبروى خود من برمىخورد و منافى با آن عوالمى است كه ميان من و جناب آقاى ميرزا محمد حسين است . خودش ملتفت اين مقام شد كه اين مجلس صحيح نيست . باز بتوسط معز الممالك مذاكرات كردم ؛ بدوا ، چهار هزار تومان قرار گذاشتم و بالاخره ، به شش هزار تومان گذشت كه علاوهء بر بيست و دو هزار تومان بدهد كه حقوق مردم پرداخته شود . اما ، عمل امساله را زير بار مقاطعه نمىرفت كه ، هرچه تفاوت مىشود ، مال خودتان . آخر ، چهار روز قبل تا ده هزار تومان قبول كرد تفاوت تقديم خاكپاى مبارك ؛ و حقوق نقدى و جنسى اجزاء پيشكارى و اشخاصى كه از عشر تخفيف و غيره مواجب برده‌اند را به همه جهت بدهد . به عرض خاكپاى مبارك رساندم . معلوم شد در اين چند روز كه اين مذاكرات بوده است ، اشخاصى كه مشترى و طالب اين كار بوده‌اند ، به وسايط و وسايل از خاكپاى مبارك مستدعى شدند كه ، تمام تقديم معمولى و حقوق اجزاء و غيره را برسانند . و حضرت اقدس به احترام من جواب سختى فرموده بود ، به من هم اظهارى نفرمودند . با اين‌حال معلوم است كه ديگر ، حق من نبود كه راضى به ضرر حضرت اقدس بشوم . اين را هم مىدانيد كه در اين مملكت ، تفاوت عمل و فايده و عايدىاى نيست كه من بتوانم چند هزار تومان از محل ديگر روى كار وزارت ماليه بگذارم ؛ و الا براى حفظ مقام دوستى آقا ميرزا محمد حسين مضايقه نداشتم . من تكليف كردم كه 14 هزار تومان تقديم حضرت اقدس را بده و از بابت اجزاء سركارى و غيره هم تا سه هزار تومان بده ؛ زائد را خودم مىدهم . قبول نكرد و زياده از ده هزار تومان زير بار تقديم خاكپاى مبارك نرفت . من اولا ، قوهء تحمل ضرر اين 14 هزار تومان را ندارم ؛ بعلاوه ، مبلغى كه بايد علاوه بر سه هزار تومان به اجزاء داد ، نداشتم . ثانيا ، با اين ترتيب اصرار مردم و عريضجات متعدد كه به حضرت اقدس در اين چند روزه داده‌اند ، اگر مىگفتم اين مبلغ را خودم متحمل شدم ، احدى باور نمىكرد ، بلكه حمل بر اين مىكردند كه گفتگوها ساختگى بوده و خواسته‌ام منتى جمع حضرت اقدس كنم ؛ بلكه مدعيان اين كار ، همچه « 26 » به ذهن مبارك مىدادند كه ، يك مبلغ عمده ، تفاوت اين كار است و من با وزير ماليه در باطن ساخته و از ميان برده‌ام ، و خيلى به شأن من بر مىخورد . لهذا ، صلاح در اين ديدم كه او را مجبور نكنم و كار را به اختيار حضرت اقدس بگذارم كه به صرافت خاطر مبارك ، به هركس ميل دارند ، رجوع نمايند و ميرزا

--> ( 25 ) - كذا . همچنين . ( 26 ) - كذا . همچون .